جان حیدر....
19 اسفند 1394
شمع من سو سو مزن حیدر خجالت می کشد دست بر پهلو مزن حیدر خجالت می کشد خواستی برخیزی ز جا به علیِ خود بگو هی به فضه رو مزن حیدر خجالت می کشد جان من بر لب رسید از سرفه هایت جان من خانه را جارو مزن حیدرخجالت می کشد من خودم گیسوی زینب را مرتب می کنم شانه… بیشتر »
نظر دهید »
نذر کردم سایه سرت بشوم....
11 اسفند 1394
نذر کردم سایه سرت بشوم شوق بر دیده ی ترت بشوم نذر کردم که مادرت بشوم نذرها کردم و شدی پسرم
تاکه چشمت به روی ما وا شد سر بوسیدن تو دعوا شد پدرت با غرور، بابا شد خواستم تا به آسمان بپرم ...
وقت شش ماهگیت خندیدم از گلویت ستاره میچیدم تا علی اصغرم شدی دیدم… بیشتر »
خبر
04 اسفند 1394
در تاریخ 94/12/3همایش عرفان های نوظهور ومعنویت اسلام ناب محمدی(صل الله علیه وآله وسلم) با همکاری حوزه علمیه امام خمینی(ره) شهرستان سنقر وسخنرانی حضرت حجت الاسلام والمسلمین دکتر مظاهری سیف (زیدعزه) ونیز حضور پر شور دانشجویان دانشگاه های شهرستان (پیام… بیشتر »