داستان مداد
20 اسفند 1391
پدر بزرگ از نوشتن دست كشيد ولبخندزنان به نوه اش گفت: مي خواهم وقتي بزرگ شدي مانند اين مداد شوي، پسرك با تعجب به مداد نگاه كرد وچيز خاصي در آن نديد. پدر بزرگ ادامه داد در اين مداد پنج خاصيت است كه اگر به دستشان بياوري ، تا آخر عمرت با آرامش زندگي مي كني.… بیشتر »
1 نظر