يكي ما را مي بيند
29 فروردین 1391
فقيري پسري كم سن وسال داشت. روزي به او گفت: با هم برويم از ميوه هاي درخت فلان باغ دزدي كنيم. پسر اطاعت كرد و با پدر به طرف باغ رفتند. با اي… بیشتر »
نظر دهید »