يكي ما را مي بيند
29 فروردین 1391
فقيري پسري كم سن وسال داشت. روزي به او گفت: با هم برويم از ميوه هاي درخت فلان باغ دزدي كنيم. پسر اطاعت كرد و با پدر به طرف باغ رفتند. با اي… بیشتر »
نظر دهید »
مادر پهلو شكسته جبهه ها
21 فروردین 1391
سلام بر سجاده هاي سرخ عبادت
سلام بر زندگي منهاي حقارت
ياد آن ايام وياد آن ديار بخير . ياد آن عشق و مح… بیشتر »
دوره ارزاني
20 فروردین 1391
چه كسي مي گويد كه گراني شده است؟!دوره ارزاني ست!دل ربودن ارزان!دل شكستن ارزان!دوستي ها ارزان!تن عريان ارزان!آبرو قيمت يك تكه ي نان!و دروغ از… بیشتر »
فاطمة الزهرا اُمّ اَبيها (سلام الله عليها)
20 فروردین 1391
منم كه عصمتُ الَّه و، به ساق عرش زيورمحبيبه خدا منم ، حباب نور داورمرضاي من رضاي او، ولاي من ولاي اوكه من وليةّ الّه و ،ز هر بدي مطهرم علي… بیشتر »
خشت طلا
19 فروردین 1391
مسيح عليه اسلام به همسفر خود سه درهم دادتابه بازار رفته و سه قرص نان تهيه كند.او رفت و سه قرص نان خريد،اما يكي رار خورد و دو قرص ديگر را با… بیشتر »
سوءتفاهم!
17 فروردین 1391
جواني در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود.چون هنوز چند ساعت به پروازش باقي مانده بود، تصميم گرفت براي گذراندن وقت كتابي بخرد؛او يك بسته بيسكويت… بیشتر »